مقالات

زندگی نامه افراد موفق ریچارد برانسون

ریچارد برانسون کیست؟

ریچارد برانسون کارآفرینی تاثیر گذار است که زندگی اش الگوی بسیاری از کارآفرینان جوان بوده است.ریچارد در ۱۸ جولای سال ۱۹۵۰ در بلک هیت (جنوب شرقی لندن) متولد شد.مادرش ایو برانسون هنرمند باله و مهماندار هواپیمابود. پدرش ادوارد دادیار بود.

ریچارد به خوانش پریشی مبتال بود و همین دلیل سبب شد در طول تحصیل با مشکلات متعددی مواجه شود.در روز پایانی تحصیل مدیر مدرسه اش به او گفت که او یک مجرم زندانی یا یک میلیونر خواهد شد.پدر و مادر ریچارد به خاطر اختلال او همیشه درکش می کردند و پشتیبان ریچارد بودند.ناگفته نماند که مادر ریچارد خود یک کارآفرین بود.

دوران کودکی و نوجوانی

ریچارد از سن نوجوانی آرزوی کارآفرین شدن را در سر می پروراند.او ابتدا مجله ی student را اداره می کرد که فروش خوبی در مدارس داشت.پس از چندی شهرت مجله ی او به حدی رسید که با افراد سر شناس آن دوران مانند میکد جگر و رونالد دیوید لینگ نیز مصاحبه کرد.همچنین او وارد موسیقی شد و آهنگ هایی را نیز در مجله اش معرفی کرد.

ریچارد کم کم به صنعت موسیقی علاقه مند شد.پس از مدتی او به نام ویرجین اقدام به فروش قطعات موسیقی کرد.کسب و کارش از همان ابتدا رونق خوبی داشت و با وجود مالیات های سنگین فروش خوبی داشت.البته این مالیات ها مسائل کوچکی را برای او به وجود آورد و مادرش مجبور شد بخشی از پس اندازش را به ریچارد بدهد.

ریچارد در سال ۱۹۷۲ شرکت ضبط موسیقی خود را به کمک نیک پاول تاسیس کرد.اولین ملکی که به عنوان دارایی ویرجین رکوردز خریداری شد،زمینی در شمال آکسفورد بود که استودیوی ضبط موسیقی در آن تأسیس شد.مایک اولدفیلد اولین مشتری سر شناس ویرجین بود که آلبومی را به کمک آن ها ضبط کرد که در لیست پر فروش ترین آلبوم ها قرار گرفت.

رولینگ استونز،پیتر گابریل،استیو وینوود و پائوال عبدل از مشتریان اولیه ی شرکت ضبط موسیقی ریچارد برانسون بودند.

شرکت هواپیمایی ویرجین

او درسال ۱۹۸۴ شرکت هواپیمایی  virgin atlantic airways را تاسیس کرد.ریچارد درمورد تاسیس شرکت هواپیمایی می گوید:علاقه ی اصلی من به زندگی،مواجهه با مشکلات بزرگ و شرایط دشوار است.من دوست دارم زندگی را در حد نهایت تجربه کنم و میخواستم همه چیز را امتحان کنم.

در سال ۱۹۹۲،برانسون برای حفظ تجارت هواپیمایی خود،برند ضبط موسیقی ویرجین را به مبلغ ۵۰۰ میلیون پوند به شرکت EMI فروخت.ریچارد از این اتفاق پیش آمده ناراحت بود زیرا به صنعت موسیقی بسیار عالقه مند بود.به همین سبب در سال ۱۹۹۶ با تأسیس برند V2 Records،بار دیگر به این بازار وارد شد.او تنها ۵ درصد از شرکت جدید را تحت مالکیت دارد.

شرکت ویرجین تلاش زیادی در حوزه ی صنایع هوایی کرد.آن ها در سال ۱۹۹۶ شرکت هواپیمایی را خریدند و نام آن را به ویرجین اکسپرس تغییر دادند.

پیشنهاد مطالعه برای شما:داستان موفقیت فیس بوک

گردشگری فضایی

در ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۴ ،برانسون تصمیم گرفت شرکتی برای توسعه ی گردشگری فضایی تأسیس کند.قرار شد شرکت ویرجین از گالکتیک تکنولوژی شرکت  Spaceship one استفاده کند.این شرکت به کمک پل آلن تأسیس و مهندسی آن،توسط مهندس افسانه ای هوافضای آمریکا،برت روتان توسعه داده می شد.تکنولوژی اولیه ی مد نظر برای این شرکت،حمل و نقل مسافران به فضایی با ارتفاع پایین بود.در سال های اول تاسیس ریچارد اعلام کرد که قصد دارد دو فرزندش را در اولین پرواز شرکت به فضا بفرستد.

سایر فعالیت ها و سرمایه گذاری ها

ریچارد برانسون به صنایع حفظ محیط زیست نیز وارد شد.او شرکت  Virgin Fuel  را برای تأمین سوخت با قیمت پایین تر برای اتومبیل ها و سپس هواپیماها تأسیس کرد.ریچارد به صنعت موبایل نیز وارد شد.او ویرجین موبایل را در سال ۱۹۹۹ تاسیس و سپس آن را در جوالی ۲۰۰۶ به قیمت تقریبی یک میلیارد پوند به تلویزیون کابلی انگلستان فروخت.او بار دیگر در سال ۲۰۰۷ ویرجین مدیا را تاسیس کرد.

ویرجین کامیکس،شرکت بعدی برانسون بود که آن را در سال ۲۰۰۶ تأسیس کرد .زمینهی کاری این شرکت،انیمیشن بود که با همکاری دیپاک کوپرا تأسیس شد.یکی دیگر از فعالیت های مفید برانسون در زمینه ی سالمتی،تأسیس Virgin Health bank  که به والدین اجازه میداد سلول های بنیادی بند ناف نوزادان خود را در آن ذخیره کنند.ریچارد هم اکنون بیش از ۳٫۸ میلیارد دلار سرمایه دارد.

چکیده ای از صحبت ها و باورهای ریچارد

فرصت های تجاری مانند اتوبوس هستند و همیشه یکی پس از دیگری به زندگی ما می آیند.

در سال های آینده برندهایی پیروز خواهند بود که هدفی بالاتر از سود داشته باشند.

راه اندازی یک کسب و کار موفق با حل کردن مشکلات شروع میشود.حل کردن مشکلات نیز از خوب گوش کردن شروع میشود.

هدف اصلی من در زندگی لذت بردن از تمام لحظات است.من هیچ کاری را به اجبار انجام نمیدهم.

انگیزه اصلی من در زندگی به چالش کشیدن خودم است.من زندگی را مانند دانشگاهی میبینم که هر روز تجربیات جدید و نکات جدیدی برای آموختن دارد.

برای ساختن یک کسب و کار،علاوه بر شخصیت فداکار و تلاشگر نیاز به روحیه ی واگذار کردن کارها دارید.شما باید بتوانید تیمی را تشکیل دهید که بدون حضور مدیر نیز به خوبی کار کند.

یک کسب و کار در تعریف ساده به معنای ساختن چیزی است که زندگی دیگران را راحت تر کند.

به عقیده ی من زندگی کارمندی و منتظر بودن برای پایان ساعت کاری نوعی خیانت به روحیه ذاتی کارآفرینی است که در هر فردی وجود دارد.

 

 

Click to rate this post!
[Total: 1 Average: 5]

نوشته های مرتبط

پاسخی بگذارید